رزمنده ای که با چشمانی نابینا به جبهه اعزام شد

رزمنده ای که با چشمانی نابینا به جبهه اعزام شد

جانباز عربگری با اشاره به اینکه جز اولین رزمنده هایی بودم که با وجود نابینا شدن به جبهه اعزام شدم گفت: از نابینا شدن اصلا ناراحت نیستم.
اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسراي عراقی/ روایت دوازدهم

اسرار جنگ تحمیلی به روایت اسراي عراقی/ روایت دوازدهم

واحد ما درست پشت رادار مستقر بود. چند روز اول جنگ به نحو مطلوب گذشت و هیچ کمبود و نقصی وجود نداشت. نمی دانم این منطقه را دیده اید یا نه. منطقه ي بسیار زیبا و خوش منظره اي است – با دشت هاي سرسبز و تپه ماهورهاي روح انگیز و هواهاي بسیار خوب، خوزستان شما واقعا سرزمین زیبا و حاصلخیزي است.
نماز به هر قیمت؛ روایت آزاده یاور امیری

نماز به هر قیمت؛ روایت آزاده یاور امیری

در اوایل اسارت، در داخل اردوگاه سنگی نبود تا از آن به عنوان مهر استفاده کنیم. این بود که ناگزیر یک پاره آجر پیدا کردیم و پس از تکه تکه کردن، آن را به داخل آسایشگاه بردیم. البته عراقیها مدام هشدار می دادند که کسی حق نگهداری سنگ و یا آهن آلاتی از قبیل چاقو، پیچ گوشتی و غیره را ندارد و افراد خاطی به شدت تنبیه می شوند.
شرح سوزناک شهادت مأموری که سوخت

شرح سوزناک شهادت مأموری که سوخت

یکدفعه یک نفرشان که بیشتر از بقیه سوخته بود روی تخت اش نشست و با صدایی آشنا گفت : گریه نکن بابا... من هیچیم نیست !
تنها 55 روز با «همسفری بهشتی» زندگی کردم

تنها 55 روز با «همسفری بهشتی» زندگی کردم

وقتی با زهرا صادقی همسر شهید علی اكبر كشتكار همكلام می‌شویم به مظلومیت و گمنامی شهدای تأمین امنیت پی می‌بریم.
کفاش بین‌الحرمین شهید مدافع وطن شد

کفاش بین‌الحرمین شهید مدافع وطن شد

بعد از اتمام دفاع مقدس، خیلی‌ها فکر می‌کردند در باغ شهادت بسته شده است، اما تأمین امنیت و آرامش کشورمان مسئله‌ای نبود که تعطیل‌پذیر باشد و در این مسیر همواره خون تعدادی از بهترین فرزندان این مرز و بوم ریخته شده است.
۶
آرشیو