خاطره ای از آزاده سرافراز استان هرمزگان سلیمان عرب
دوشنبه, ۳۱ خرداد ۱۳۹۵ ساعت ۱۲:۱۲
در ماه رمضان غذایمان فقط دو وعده می شد، یکی زمان افطار و دیگری هنگام سحر . بیشتر آب گرم می خوردیم ، بعضی وقت ها آب را برای خنک شدن جلوی پنکه می گذاشتیم چون در زمان افطار آب خنک نمی دادند. بچه ها با همان غذا و آب گرم روزه می گرفتند ، تا حدی که نزدیک به اذان مغرب رنگ به رخسار نداشتند.

افطاری های به یاد ماندنی

در ماه رمضان غذایمان فقط دو وعده می شد، یکی زمان افطار و دیگری هنگام سحر . بیشتر آب گرم می خوردیم ، بعضی وقت ها آب را برای خنک شدن جلوی پنکه می گذاشتیم چون در زمان افطار آب خنک نمی دادند. بچه ها با همان غذا و آب گرم روزه می گرفتند ، تا حدی که نزدیک به اذان مغرب رنگ به رخسار نداشتند. با وجود همه این مشکلات ، هیچ وقت نمی گذاشتند روزه هایشان قضا شود. در هفته دو بار خرما می آوردند و به هر نفر پنج تا ده عدد خرما می رسید. بیشترین میوه ای که می دادند، نفری یک خیار آن هم دو بار در هفته بود. گاهی هندوانه نیز می دادند. آنقدر کم بود که هندوانه را رنده می کردیم . سپس با کمی شکر و آب مخلوط و بعد بین هم تقسیم می کردیم . پس از پایان ماه مبارک رمضان ، بیشتر بچه ها به بیماری اسهال خونی و عفونت شدید مبتلا می شدند. برای درمان فقط به آنها قرص می دادند، بدون هیچ آب و غذایی . بیماران را در اردوگاه جداگانه ای نگه می داشتند، آنجا هم کسی برای مراقبت از آنها نبود.

راوی : آزاده سرافراز سلیمان عرب

منبع : کتاب جبهه جای مردن نیست

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده