مصاحبه
چهارشنبه, ۰۳ مرداد ۱۳۹۷ ساعت ۱۴:۳۷
شهیدمحمدحسین پوردلیر اسوه ای ازشهامت ، مهربانی ، ایثارگری و مبارزی خستگی ناپذیردرعرصه انقلاب اسلامی می باشد. شرح خاطرات و فعالیت های این شهید سرافراز به روایت همسرش منتشر می گردد
نوید شاهد هرمزگان : خاطرات شهید محمد حسین پوردلیر به روایت همسرش

خاطرات و فعالیت های شهید محمدحسین پور دلیر به روایت همسر
باسلام ودرود بر روح پرفتوح رهبرکبیر انقلاب و ارواح طیبه شهدای گرانقدر انقلاب اسلامی از آنجایی که خاطرات شهدای اسلام از زیباترین خاطرات می باشد و چون عشق به معبود همیشگی زیباترین عشق است پس خاطراتش هم می بایست ازبهترینها باشد.
شهیدمحمدحسین پوردلیراسوه ای ازشهامت ،مهربانی ، ایثارگری ومبارزی خستگی ناپذیر در عرصه انقلاب اسلامی می باشد.
من همسرشهید{محمدحسین پوردلیر} به تنهایی خاطرات بسیار زیادی ازهمسرمهربان وبزرگوارم دارم همسری که  الگوی راستی وحقیقت ومهربانی بود. اگر زبان  رابگشایم به راستی کتابهایی میشود. یادم می آیدکه ازهمان اوایل زندگانی همیشه کارمبارزاتی علیه رژیم ستم شاهی داشت. همیشه شاه وطر فدارانش را لعن و نفرین می کرد، ایشان مجبوربودندبه خاطر آن شرایط کارهارایواشکی انجام دهند.ازجمله دادن کتاب به دوستان واعلامیه هاوصحبت های امام (ره) را، تابتوانند مردم رابااخلاق ورفتارامام عزیزمان آشناکنند آن موقع همسرم درنیروی دریایی کارمی کرداماهمیشه غصه دار بود، و می گفت: ای کاش پایم را در ارتش نگذاشته بودم یکروز که به خانه آمدناراحت بود رو به من کرد و گفت: نان خوردن در ارتش حرام است باید هرطورشده از ارتش بیرون بیایم آن روز را با افسرشان دعوا کرده بود و چون دیده بود او حرفهای بی ربط می زند، بااو گلاویز شده بود همه دوستانش تعجب کرده بودند و مات و مبهوت به اونگریسته بودند. او هم یکراست به خانه آمده بود. اینکارها همانطور ادامه داشت او به آنهامی گفت :این غذاها چیست که به سربازهای ما می دهنداینهاهمه،حرام است. اینهابرای این جوانها ضررداردو آنقدر از کارهای آنها ایراد گرفت تابالاخره او را اخراج کردند.

شهید محمد حسین پور دلیر دوازدهم فروردين 1316، در شهرستان شيراز چشم به جهان گشود. پدرش رمضان (فوت1358) كارمند شركت نفت بود و مادرش كوكب نام داشت. تا سوم متوسطه در رشته تجربي درس خواند. پاسدار سپاه پاسداران بود. سال 1342 ازدواج كرد و صاحب سه پسر و دو دختر شد. بيست‌ و پنجم مرداد 1360، در بندرعباس مورد سوءقصد نيروهاي سازمان مجاهدين خلق (منافقين) قرار گرفت و بر اثر اصابت گلوله به شهادت رسيد. پيكرش را در گلزار شهداي همان شهرستان به خاك سپردند. برادرش اكبر نيز شهيد شده است. 

منبع : پرونده فرهنگی شهید،اداره اسناد و انتشارات ، فرهنگ اعلام شهدای استان هرمزگان 

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده