گفتگو اختصاصی نوید شاهد هرمزگان با خانواده شهید خلیل تختی نژاد "دومین شهید مدافع حرم استان هرمزگان"
چهارشنبه, ۲۶ دی ۱۳۹۷ ساعت ۰۱:۱۰
شهید خلیل تختی نژاد سومین فرزند خانواده محمد تختی نژاد 10 مراد مرداد سال 72 در شهر بندرعباس به دنیا آمد . خلیل تختی نژاد وقتی یک ساله بود به دلیل شغل پدرش که نظامی بود به همراه خانواده به کردستان می رود و تا سال 74 در این استان زندگی را سپری می کند. دوران دبستان را در مدرسه بلال گذرانده و مقطع راهنمایی را در مدرسه امیرکبیر سپری نمود و سپس دبیرستان تا پیش دانشگاهی را در رشته تجربی در مدرسه شهید ذاکری بندرعباس با موفقیت طی نمود و پس از آن وارد دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین (ع) شد و تحصیلاتش را تا مقطع لیسانس ادامه داد. شهید تختی نژاد مقطعی را در سپاه شهرستان های بندر خمیر و قشم خدمت نمود و بعد از آن دوران خدمتش را به اصرار و علاقه خودش در سپاه قدس گذراند و سرانجام در شب 19 رمضان در سال 97 همزمان با شب لیالی قدر و ضربت خوردن حضرت علی ع در سوریه در دفاع از حرم حضرت زینب (س) به دست نیروهای تکفری به فیض عظیم شهادت نائل می گردد و پیکر مطهرش همراه با سه تن از همرزمان سوری اش توسط داعش های پلید سوزانده می گردد و اینگونه خلیل پروانه وار جسم مطهرش در آتش می سوزد.
تی
گفتگو اختصاصی نوید شاهد هرمزگان با خانواده شهید خلیل تختی نژاد


شهید خلیل تختی نژاد سومین فرزند خانواده محمد تختی نژاد 10 مراد مرداد سال 72 در شهر بندرعباس به  دنیا آمد . خلیل تختی نژاد وقتی یک ساله بود به دلیل شغل پدرش که نظامی بود به همراه خانواده به کردستان می رود و تا سال 74 در این استان زندگی را سپری می کند. دوران دبستان را در مدرسه بلال  گذرانده و مقطع راهنمایی را در مدرسه امیرکبیر سپری نمود و سپس دبیرستان تا پیش دانشگاهی را در رشته تجربی در مدرسه شهید ذاکری بندرعباس با موفقیت طی نمود و پس از آن وارد دانشگاه افسری و تربیت پاسداری امام حسین (ع) شد و تحصیلاتش را تا مقطع لیسانس ادامه داد. شهید تختی نژاد مقطعی را در سپاه شهرستان های بندر خمیر و قشم خدمت نمود و بعد از آن دوران خدمتش را به اصرار و علاقه خودش در سپاه قدس گذراند.

وی یکی از جوان ترین شهدای مدافع حرم حضرت زینب (س) است که در سه مرحله به سوریه رفت و در آخرین مرحله ماه شعبان در سال 1397 راهی سوریه شد و در حال که 24 ساله بود 14 خرداد همزمان با شب نوزدهم ماه رمضان  در منطقه عملیانی ابوکمال در استان دیرالزور در نبرد با تروریست های تکفیری به فیض عظیم شهادت نائل آمد.

گفتگو اختصاصی نوید شاهد هرمزگان با خانواده شهید خلیل تختی نژاد
گفتگو با پدر شهید: ابتدا مختصری در مورد  بیوگرافی خود و  فرزند شهیدتان بفرمایید توضیح دهید؟ 
بسم الله الرحمن الرحیم . محمد تختی نژاد پدر شهید خلیل تختی نژاد دومین شهید مدافع حرم استان هرمزگان هستم . خلیل سومین  و کوچک ترین فرزند خانواده بود . وی در دهم مرداد 1372 در بندرعباس متولد گردید.

در مورد شخصیت  و روحیات فرزندتان هم بیان نمایید که چگونه شخصیتی بود؟

فرزندم خلیل از همان بدو ورد در جامعه علاقمند به انجام کار  و فعالیت در حوزه های  فرهنگی بود و به فرهنگ قرآنی علاقمند بود. خلیل از همان دوران ابتدایی علاقه زیادی به فراگیری قرآن از خود نشان می داد. برای یادگیری و آموزش قرآن  نامش را درموسسه علوم قرآنی ابوتراب ساقی کوثر ثبت نام نمودم .مربی او آقای بشیری تختی بود. عشق و علاقه او به قرآن به حدی بود که یکی از شاگردان ممتاز استاد بشیری می شود. او همنچنین علاقه زیادی به فعالیت در هیئت های عزاداری از خود نشان میداد و به هیئت  مکتب الزهرا بندرعباس می رفت.پاسداری ولایت پذیر بود و فرامین مقام معظم رهبری(مد ظله العالی) همواره نصب العین خلیل بود و اعتقاد داشت که اوامر حضرت آقا که فرمودند: «اگر در سوریه نجنگیم مجبوریم در همدان و تهران با تکفیری ها بجنگیم» نباید روی زمین بماند.
 
از فعالیت های او در کانون فرهنگی مسجد حمزه (ع) بندرعباس بفرمایید توضیح دهید؟
فرزندم خلیل بچه هیاتی و عضو فعال کانون فرهنگی هنری مسجد حضرت حمزه(ع) بود. در مسائل سیاسی بسیار فعال و نقش آفرین بود به طور مثال: شبی که فردای آن راهپیمایی بود با دوستانش در کانون، پرچم های رژیم صهیونیستی و استکبار جهانی را درست می کرد و در مراسم آنها را به آتش می کشید.
 بارزترین  و برجسته ترین  ویژگی های شهید خلیل تختی نژاد چه بوده است؟ 
 احترام به والدین، اهتمام جدی به نماز اول وقت، ولایت پذیری، فعالیت فرهنگی در مسجد، بصیرت و استکبارستیزی از ویژگی های بارز و برجسته شهید بود.

 رابطه شما  به عنوان پدر با کوچکترین فرزندتان که از نسل دهه هفتاد بود چگونه بود؟
من و خلیل با هم بسیار رفیق بودیم و رابطه دوستانه و نزدیک بین ما برقرار بود. با هم بازی کرده و حتی کشتی هم می گرفتیم.

گفتگو اختصاصی نوید شاهد هرمزگان با خانواده شهید خلیل تختی نژاد
ازعشق و  علاقه فرزندتان  برای  رفتن به سوریه  و دفاع از حرم اهل بیت و حضرت زینب (س) بیان نمایید؟
خلیل هرچند که عشق و علاقه اش را برای رفتن به سوریه بارها به زبان آورده بود اما نخستین بار که به سوریه  رفت از رفتنش حرفی به میان نیاورد. می گفت یک دوره آموزشی در تهران دارم و راهی تهرام می شوم . وقتی که تماس می گرفت صدایش ضعیف بود و به  من و مادرش می گفت : در قم یا تبریز هستم اینجا آنتن نمی دهد . می گفت به من زنگ نزنید من خودم با شما تماس می گیرم.

نمی خواست ما دل نگران باشیم. . اولین بار توسط یکی از همرزمانش که به منزل ما  آمده بود از رفتن او به سوریه باخبر شدیم . موقعی که برگشت بسیار خوشحال شدیم و به رویش نیاوردیم  که چرا بدون خبر رفته است. مرحله دوم که رفت خداحافظی که کرد و گفت می خواهم برم سوریه به او گفتم برو حضرت زینب (س) پشت و پناهت. 

دفعه سوم چطور رفت ؟ 
مرحله سوم  خلیل برای رفتن خیلی عجله داشت با اینکه موقع رفتنش نبود اما با اصرار خودش به سوریه رفت .

نحوه شهادت خلیل چگونه بود ؟

خلیل در شب 19 رمضان جهت انهدام یکی از توپخانه های سنگین داعش به همراه سه تن از همرزمان سوری خود بصورت داطلبانه  عازم  منطقه نبرد می شود که در حین پیشروی در روستای معیضلیه درمنطقه ابوکمال استان دیر الزور در سوریه با کمین سنگین و آتش شدید دشمن مواجه شده که متاسفانه به دلیل اصابت مستقیم گلوله توپ ضد هوایی به درجه رفیع شهادت نائل آمد ...

گفتگو اختصاصی نوید شاهد هرمزگان با خانواده شهید خلیل تختی نژاد
شهید خلیل را چگونه توصیف می نمایید؟
خلیل چون حضرت ابراهیم (ع) خلیل بود که به قربانگاه دشمن رفت و تنش آتش گرفت و همچون پروانه سوخت..

صحبت پایانی اگر دارید بفرمایید؟
صحبت خاصی نیست. فقط دعا می کنم که خدا این قربانی را از ما قبول کند ،فقط از مردم می خواهم که دعا کنند خدا  این قربانی که خلیل بود را از ما قبول نماید.

تشکر می کنم که در این گفتگو شرکت نموده و وقت خود را در اختیار نوید شاهد هرمزگان قرار دادید.
خواهش می کنم .من هم تشکر می نمایم .
گفتگو اختصاصی نوید شاهد هرمزگان با خانواده شهید خلیل تختی نژاد

ابتدا  خودتان را معرفی نمایید
زهرا هاشمی تختی مادر شهید خلیل تختی نژاد هستم 

در مورد مهمترین خصوصیات اخلاقی و رفتاری شهید خلیل بفرمایید توضیح دهید؟
بسیار به نماز خواندن مقید بود و همیشه نمازش را اول وقت می خواند.خلیل نمازش را هم در مسجد می خواند. و در پایگاه بسیج مسجد حضرت حمزه (س) محله نخل پیرمرد در کمربندی فعالیت داشت. با همه مهربان و خوش برخورد بود . هرکاری که از دستش بر می آمد برای دیگران انجام می داد .  

خاطره ای از فعالیت های  خلیل به یاد دارید بیان نمایید.
چون بیشتر دوستانش در مسجد حمزه بودند .نیم ساعت قبل از اذان به سمت مسجد میرفت و در کنار مسجد با دوستانش گل کوچک بازی می کرد. عادت داشت برای سحر و نماز صبح همیشه بیدار می شد و ما را هم برای خواندن نماز بیدار می نمود. 
از آخرین سفر و اعزام فرزندتان به سوریه هم بفرمایید توضیح دهید؟
چند روز قبل از آخرین سفرش به سوریه دیدم که خلیل برگه هایی در دست داشت و در حال نوشتن بود با خودم فکر کردم که دارد وصیت نامه می نویسد. بعدا یادداشت ها رو که داخل کشو میز تلویزیون گذاشته بود نگاه کردیم متوجه شدم که وصیت نامه نبود قلبم آرام شد.بعد از دو دوره رفتن و برگشتن از سوریه خیالم راحت بود که به سلامتی برگشده و این بار هم که می خواست برود اصلا به شهادتش فکر نکرده بودم، خداحافظی نمود و رفت  و این آخرین دیدار ما بود ...

گفتگو از مرضیه ناکوئی درگزی آذرماه 1397

برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده