مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس استان هرمزگان:
شنبه, ۱۸ آبان ۱۳۹۸ ساعت ۱۳:۳۹
صحنه های بسیار زیبایی از رزم و هم دلی و معنویت و ایثار را در مدت حضورم در جبهه شاهد بودم. در واقع دفاع مقدس را مردم اداره کردند. با هر چیزی که داشتند. مردم هر چیزی که در اختیار داشتند برای دفاع مقدس گذاشتند.مردم همه به صورت یکپارچه به صحنه آمدند.آنچه خواندید بخشی از مصاحبه نوید شاهد هرمزگان با سردار " حبیب الله میرزایی "مدیرکل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس استان هرمزگان است که متن کامل این مصاحبه تقدیم حضورتان می شود.

نوید شاهد هرمزگان: دفاع مقدس یکی از درخشان ترین صحنه های نقش آفرینی ملت مسلمان ایران است و هنوز ناگفته های بسیاری دارد که لازم است بیان شود تا نسلهای آینده با ایثار و فداکاری ملت ایران و رزمندگان و فرماندهان دفاع مقدس بیشتر آشنا شوند. به همن منظور  خدمت یکی از رزمندگان عزیز آن دوران،سردار "حبیب الله میرزایی" رسیدیم، ایشان در صحنه های نظامی و فرهنگی دفاع مقدس نقش آفرین بودند .

سردار سرتیپ حبیب الله میرزایی، جانشین منطقه چهارم نیروی دریایی سپاه،  ۴۵ حضور موفق در مناطق عملیاتی هشت سال دفاع مقدس را در کارنامه خود دارد و هم اینک به عنوان مدیر کل حفظ آثار و نشر ارزش های دفاع مقدس استان هرمزگان مسئولیت دیگری را در سنگر ترویج فرهنگ ایثار و شهادت و حفظ دست آوردهای دفاع مقدس به عهده گرفته است. این مصاحبه در اوج فعالیت های روزمره ایشان  در هفته دفاع مقدس انجام گرفته  که توجه شما خوانندگان گرانقدر  را به مطالعه متن این مصاحبه جلب می کنیم.

مردم ایران یکپارچه به صحنه آمدند و جنگ را اداره کردند


نوید شاهد هرمزگان: اولین بار چه زمانی توفیق حضور در جبهه داشتید؟

سردارمیرزایی: سال 1360 زمانی که دانش آموزش بودم، اولین باری بود که توفیق پیدا کردم و به جبهه اعزام شدم.

نوید شاهد هرمزگان : خاطره ای از اولین حضورتان در دفاع مقدس دارید که برایمان بیان کنید؟

سردار میرزایی : قبل از عملیات ثامن الائمه بود. این عملیات در 5 مهر سال 1360 انجام شد. رزمندگان دستور حضرت امام (ره) را  انجام دادند و حصر آبادان را شکستند. عراق حمله کرد و خرمشهر را گرفت؛ جاده آبادان به اهواز را هم قطع کرد و جاده آبادان به ماه شهر نیز قطع شد؛ تقریبا آبادان در محاصره کامل قرار گرفت. از سال 1359 تا پنجم مهر سال 1360آبادان در محاصره کامل بود. دشمن تلاش می کرد که مثل خرمشهر، آبادان را هم کاملا تصرف کند اما مقاومت رزمندگان و مردم بومی خوزستان اجازه نداد که آبادان سقوط کند و بعد از دستور حضرت امام (ره) حصر آبادان شکست و دشمن به آن طرف شهر اهواز رانده شد.

نوید شاهد هرمزگان : در عملیات دیگری هم حضور داشتید که در خاطرتان باشد؟

سردار میرزایی : بعد از شکسته شدن حصر آبادان ، مدتی برگشتم . دومین مرتبه زمان  "عملیات رمضان" در سال 1361 توفیق اعزام به جبهه را پیدا کردم. به صورت متوالی درماموریت های مختلف در حال رفت و آمد به جبهه بودم. سال 64 و 65 نیز دوباره به جبهه اعزام شدم و تا پایان جنگ رفت و آمد من به جبهه ادامه داشت.

همرزمان شما در سال های حضورتان در جبهه چه کسانی بودند؟

سردار میرزایی :  من یاد می کنم از شهدای بزرگواری مثل شهید "حسین لشتغانی" که از بچه های بندر خمیر(در استان هرمزگان) هستند. شهید" مجید عراقی زاده"، ایشان فرمانده بهداری لشکر امام حسین (ع) بودند که از بندرعباس اعزام شدند. این عزیز بزرگوار باعث شد من برای اولین بار به جبهه اعزام شوم.

نوید شاهد هرمزگان: در خصوص صحنه های ایثار و فداکاری و معنویت رزمندگان و فرماندهان و کلا آنچه را که شما شاهد بودید برای مخاطبان نویدشاهد هرمزگان بیان بفرمایید.

سردارمیرزایی :در مدت حضورم درجبهه  صحنه های بسیار زیبایی از رزم ، همدلی و معنویت و ایثار رزمندگان و مردم ایران  در جبهه را شاهد بودم. فرماندهان، فرمان امام (ره) را بر دیده خود می گذاشتند و با قدرت در عملیات های مختلف در جبهه حضور پیدا می کردند. همین جا یاد می کنم از جانباز بزرگوار" یوسف کشفی" که فرمانده ما در  جبهه بود و بسیاری از عزیزانی که در آن صحنه ها بودند.
باید بگویم خود جبهه و دفاع یک بحث هست و امداد و کمک به جبهه هم  بحث دیگر . در واقع دفاع مقدس را مردم اداره کردند. مردم هر چیزی که در اختیار داشتند برای دفاع مقدس گذاشتند. اگر قرار بود در دفاع مقدس که 35 کشور دنیا با تمام امکانات به ما حمله کردند و ما در بدترین وضعیت بودیم می خواستیم جنگ را اداره کنیم با امکانات دولتی امکان نداشت و ممکن نبود، به همین خاطر مردم همه به صورت یک پارچه به صحنه آمدند.
یادم می آید سال 63 در بسیج بودیم و کمکهای مردمی به جبهه را جمع می کردیم ،یک بنده خدایی  یک رادیو دو موج  را آورد برای کمک به جبهه. گفتیم این چیه؟ گفت: من هیچی نداشتم و این رادیو روشن بود و اعلام کرد که کمک به جبهه لازم است و من رادیو را خاموش کردم و آوردم به شما تقدیم کنم. این عمل نشان می دهد که مردم چقدر احساس مسئولیت می کردند. همین دلگرمی ها بود که باعث می شد رزمندگان با قدرت در جبهه ایستادگی کنند.  هر کسی از جبهه بر می گشت این احساس را داشت که ماندن در شهر امکان پذیر نیست و باید دوباره به جبهه ها بر گردد. نه تنها خودش بر می گشت بلکه کلی از رفقای خودش را هم به رفتن به جبهه تشویق و دعوت می کرد.

نوید شاهد هرمزگان : ظاهرا در عملیات رمضان هم شرکت کرده بودید؟

سردار میرزایی: بله ، در عملیات رمضان من کار امداد را انجام می دادم.

نوید شاهد هرمزگان : در عملیات رمضان که امدادگری می کردید خاطره ای دارید که بازگو کنید؟

سردار میرزایی: مرحله دوم عملیات رمضان بود، وقتی خط شکسته شد بوسیله  سه آمبولانش رفتیم که کارهای امداد را انجام دهیم،شب بود و نور مهتاب در دشت می تابید، باید چراغ خاموش می رفتیم. من در ماشین دوم بودم که صدای انفجار شنیدم. آمدیم پایین ، یکی از بچه ها گفت : انگار در میدان مین هستیم. ماشین جلویی چرخ جلویش رفته بود روی مین گوجه ای منفجر شده بود و ایستاد. دقیقا وسط میدان مین بودیم. وقتی پیاده شدیم نه می توانستیم جلو برویم نه عقب. زیر ماشین مین بود. سمت راست و چپ مان مین بود. جلو و عقب ما هم مین بود.

نوید شاهد هرمزگان :  چگونه و طی چه مدت زمانی از آن موقعیتی که داشتید نجات یافتید؟

سردار میرزایی : یک ساعت طول کشید ، بچه های اطلاعات و عملیات تخریب آمدند و راه را باز کردند تا توانستیم از این مسیر عبور کنیم.
یادم هست در عملیات رمضان در وضعیتی قرار گرفته بودیم که عراق آمده بود تانک هایش را به صورت مثلثی چیده بود.
در این روش شما اگر یکی از ابعاد مثلث را  می شکستید و وارد عرصه نبرد می شدید، از سه طرف مورد محاصره قرار می گرفتید. اینجا لازم بود که تعدادی از بچه ها  تانک های دشمن را شکار کنند.

نوید شاهد هرمزگان : از نحوه شکار تانک های عراقی بگویید.

سردار میرزایی : شکار تانک یعنی این که شما از خط مقدم بروید جلوتر و در چاله های" لانه روباهی " پنهان شوید و در کمین تانک های دشمن باشید سپس بلند شوید و با آر پی جی  و تانک ها را بزنید.

نوید شاهد هرمزگان : از رزمندگان هرمزگانی هم  کسی را می شناختید که به این شیوه عمل کرده باشد؟

سردار میرزایی : یکی از نفراتی که  تقریبا اولین بار داوطلب شد که به شکار تانک های دشمن برود ،شهید عراقی زاده، فرمانده بهداری بود. شاید لازم نبود ایشان برود. اما بلند شد و گفت: من آماده ام و رفت جلو. این اتفاق باعث روحیه دادن به بچه ها شد. در جبهه یک اخلاق و منشی بود که فرمانده ها نمی گفتند بروید جلو، فرمانده خودش جلوتر می رفت. خودش اقدام می کرد. نمی گفت شما بروید اقدام بکنید. این درسی است که ما باید الان یاد بگیریم و مسئولین ما باید یاد بگیرند.

نوید شاهد هرمزگان : امیدواریم راه این عزیزان همواره پر رهرو باشد. به عنوان صحبت پایانی اگر حرف خاصی دارید بفرمایید.

سردار میرزایی: فرهنگ دفاع مقدس فرهنگی است که به گفته  مقام معظم رهبری، ما از این فرهنگ غنی می توانیم تا سال ها بهره ببریم و برای این که ملت ما باقی بماند و پیشرفت کند از این فرهنگ غنی که حاصل زحمات و جانفشانی های شهدا و رزمندگان است  و به دست ما رسیده استفاده بهینه کنیم.
برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده