روایت شنیدنی والدین شهید"علی صادقی جغدری " از فعالیت های فرهنگی و هنری فرزندشان
پنجشنبه, ۰۱ اسفند ۱۳۹۸ ساعت ۱۴:۰۳
والدین معظم شهید "علی صادقی جغدری " در گفتگو با نوید شاهد هرمزگان به بیان فعالیت های فرهنگی و هنری فرزندشان پرداختند و خصوصیات اخلاقی وی را تشریح کردند . در ادامه گفتگوی اختصاصی خبرنگار نوید شاهد هرمزگان با وی برای علاقمندان منتشر می گردد.
روایت شنیدنی والدین شهید
نوید شاهد هرمزگان : شهید علی صادقی جغدری  از شهدای والامقام شهرستان  بندرعباس  است. وی پنجم خرداد 1358، در روستاي جغدر از توابع شهرستان بندرعباس ديده به جهان گشود. تا پايان دوره متوسطه در رشته علوم انساني درس خواند و ديپلم گرفت. بيست‌ و چهارم فروردين 1381، به عنوان پاسدار وظيفه در روستاي خورگو بندرعباس هنگام بازگشت از مانور رزمي به دليل جاري شدن سيل و واژگون شدن خودروهمراه با چندین نفر از هم خدمتی هایش در رودخانه خورگو غرق شد و شهادت رسيد. پيكر او را در بهشت‌ زهراي باغو واقع درشهرستان زادگاهش به خاك سپردند. در ادامه گفتگوی اختصاصی نوید شاهد هرمزگان باوالدین گرانقدر این شهید سرافراز برای علاقمندان منتشر می شود.
روایت شنیدنی والدین شهید
نوید شاهد هرمزگان : ابتدا خودتان را برای مخاطبین بیشتر معرفی کنید؟
پدر شهید : خورشید خادمی ماشاری هستم، در روستای جغدر تابعه دهستان سیاهو در شهرستان بندرعباس  متولد شدم .تا ششم ابتدایی قدیم درس خواندم و اکنون بازنشسته  دانشگاه علوم پژشکی بندرعباس می باشم.

نوید شاهد هرمزگان : فرزندتان در کجا به دنیا آمد؟
پدر شهید: علی در یکی از روزهای گرم تابستان ، خردادماه 1358 در روستای جغدر تابعه دهستان سیاهو که زادگاه پدری ما است چشم به جهان گشود.
 
نوید شاهد هرمزگان : چندمین فرزند خانواده بود؟
پدر شهید :علی فرزند چهارم خانواده بود، مجرد بود ، ایشان سه برادر و سه خواهر داشت.

نوید شاهد هرمزگان:خاطره ای از دوران تولد و کودکی ایشان اگر به خاطر دارید بیان بفرمایید؟

 پدر شهید:زمانی که علی متولد شد قدمش برای ما پر خیر و برکت بود،  نامش را از نام خدا  گذاشتیم.خیلی  او را دوست داشتیم. او نیز از همان کودکی علاقه خاصی به من داشت.خیلی تیز بین و خوش زبان بود.علاقه به مطالعه داشت. وقتی که من قرآن می خواندم او هم  همراه با من تکرار می کرد و از این طریق قرآن را یاد می گرفت.سال 1356در روستای احمدی(از توابع شهرستان حاجی آباد) ساکن شدیم تا 1368 که از آنجا به بندرعباس آمدیم.سال 1366 و 1367 خودم نیز به جبهه رفتم و در قرارگاه لشکر 41 ثارالله اهواز مستقر بودم از طریق شهرداری مامور به خدمت بودم. مدت 160 روز آنجا ماندم.

 نوید شاهد هرمزگان : در مورد دوران تحصیل و نحوه درس خواندن فرزندتان هم توضیح دهید؟

پدر شهید : علی دوران ابتدایی در  مدرسه شهید منصوری نژاد واقع در محله اسلام آباد شهر بندرعباس را گذراند ، دوران راهنمایی را هم در مدرسه هفت تیر با موفقیت سپری کرد و دیپلمش را هم در یکی از مدارس بندرعباس گرفت.همه معلمانش از او راضی بودند و من هم خیالم راحت بود. علی درس خواندنش بسیار منظم بود، یعنی اول درس می خواند بعد می رفت با دو تن از دوستانش (شهید صولت جهانداری و شهید اسماعیل شمس الدینی)، که بعد با هم  در رودخانه خورگو شهید شدند،  به ورزش فوتبال و دو میدانی می پرداخت.به گرافیک و نقاشی هم علاقه داشت،آثار هنری اش هم موجود هست.علی خطاطی هم می کرد.

روایت شنیدنی والدین شهید

نوید شاهد هرمزگان : در این دوران  به غیر از تحصیل  به کار دیگری نیز مشغول بود؟

پدر شهید : به من می گفت پدر عزیزم با این حقوق که دریافت می کنی به کجا می رسیم ؟ نجاری بلد بود، می رفت در کارگاه نجاری  و کار می کرد .نقاشی هم بلد بود و کار نقاشی هم انجام می داد.

نوید شاهد هرمزگان در مورد ویژگی های اخلاقی و رفتاری ایشان توضیح دهید؟

پدر شهید : فرزندم علی ، زمانی که بچه بود و با برادر بزرگترش تیله بازی می کرد و می باختند، می گفت: خودمان باید خیلی صبور باشیم. او بسیار صبور بود و به حق خودش قانع بود . سرش توی کار خودش بود ، مظلومانه درس می خواند و تلویزیون تماشا می کرد.خیلی دوستش داشتم. همیشه برایش سوره چهار قل می خواندم چون قد رشیدی داشت.

نوید شاهد هرمزگان : در مورد نحوه شهادتش بیان بفرمایید کجا و در چه تاریخی به شهادت رسید؟

 پدر شهید : علی 24 فروردین سال 1381 هنگام بازگشت از مانور رزمي به دليل جاري شدن سيل و واژگون شدن خودرو همراه با چندین نفر از هم خدمتی هایش  و دو تن از دوستان صمیمی اش صولت جهانداری  و اسماعیل  شمس الدینی در رودخانه خورگو غرق شد و شهادت رسيد. 

نوید شاهد هرمزگان : اوقات فراغتش را چگونه می گذراند؟

پدر شهید: اهل فوتبال بود و به  مطالعه کتاب های مربوط به انبیا. علاقه داشت کار نجاری  هم می کرد. کتاب نهج ابلاغه میخواند در مسجد حضرت ابوالفضل عباس (س) ، پایگاه شهید کرامت حیدری، در  محله اسلام آباد به کلاس قرآن می رفت.بعضی وقت ها به هیئت های عزاداری میرفت.

نوید شاهد هرمزگان :روابط ایشان با شما و خواهرن و برادرانش چگونه بود؟در چه کارهایی به شما کمک می کرد آیا خاطره ای در این خصوص دارید؟

پدر شهید : بسیار  مهربان بود و با محبت رفتار می کرد.به مادرش علاقه خاصی داشت.رابطه من و او هم بسیار دوستانه بود یعنی  فقط رابطه پدر و پسری نبود.ایراد و بهانه نمی گرفت. تنها خواسته ای که از من کرده بود این بود که  یک تلویزیون  برایش بگیرم.کارهای منزل و خریدها را انجام میداد. حتی خریدهای آشپزخانه برای مادرش نیز انجام می داد . و به مادرش هم کمک می کرد.

روایت شنیدنی والدین شهید

نوید شاهد هرمزگان : شهید هنگام رو به رو شدن با مشکلات و گرفتاری ها چه واکنشی نشان می داد؟

 مادر شهید : خدا به علی صبر زیادی داده بود و این صبوری اش  مثال زدنی بود و حرف نداشت.پدر علی پیش نماز مسجد بود.علی هم در امور خانه استاد بود.وقتی پدرش از مکه آمده بود تمام قربانی ها را جمع کرد و به مسجد برد تا بین فقرا پخش شود ، می گفت اینکار ثواب دارد.

نوید شاهد هرمزگان : شهید چه آرزوها و آرمانی داشت ؟

مادر شهید : بزرگترین آرزویش  برای انقلاب بود. میگفت این مردم قدر این انقلاب را نمی دانند.بعد از آن درس خواندن و موفقیت در آن از دیگر آرزو هایش بود.


 گفتگو از : مرضیه ناکوئی درگزی 

بهمن ماه 98 بندرعباس

 

 

 

 

 

 


برچسب ها
نام:
ایمیل:
* نظر:
خاطرات شفاهی
عکس
تازه های نشر
اخبار برگزیده