نوید شاهد | پایگاه فرهنگ شهادت

کرامات شهیدان؛ (116)اسم پسرت را غلامعلی بگذار

کرامات شهیدان؛ (116)اسم پسرت را غلامعلی بگذار

مگر مسلمان بودن و حجاب داشتن جرم است که باید اینطوری مورد توهین اینها قرار بگیرم؟...
کرامات شهیدان؛ (115)تابوت دوم فرزند شهيد توست

کرامات شهیدان؛ (115)تابوت دوم فرزند شهيد توست

در خواب دو تابوت را میبیند که از جلوی او رد می شوند. می پرسد: این دوتابوت مربوط به چه کسانی است؟ پاسخ می شنود: تابوت دوم مربوط به فرزند شهید تو است!
کرامات شهیدان؛ (114) ساعت يک بعد از ظهر فردا شهيد مي شوم

کرامات شهیدان؛ (114) ساعت يک بعد از ظهر فردا شهيد مي شوم

علی درشب قبل ازعملیات کربلای 5 تصمیم گرفت به نزد پدرش که او هم درجبهه بود و در سال 1387 دراثر آسیب هایی که در جنگ از مواد شیمیایی دید به رحمت حق پیوست برود و در همانجا نزد او بخوابد...
کرامات شهیدان؛ (113) روز سي ام برمي گردم

کرامات شهیدان؛ (113) روز سي ام برمي گردم

محمدرضا گوشه اتاق ساکت نشسته بود.نگاهش کردم؛ انگار داشت به چیزی فکر م یکرد. رو به من کرد و گفت...
کرامات شهیدان؛ (112)چهاردهمی را بايد شما دعا كنيد

کرامات شهیدان؛ (112)چهاردهمی را بايد شما دعا كنيد

یک شب قبل از عملیات «والفجر »4 بود. در یکی از خانه های سازمانی پادگان «الله اکبر » اسلام آباد بودیم. به خانه که آمد، کاغذی را به من نشان داد...
کرامات شهیدان؛ (111)روضه همان ده روز باشد

کرامات شهیدان؛ (111)روضه همان ده روز باشد

بعد از کش و قوس های فراوان شهرداری قم خانه پدری ما را تملک کرد. البته چگونه و به چه قیمتی و با چه ظلمی که در حق ما روا داشت، بماند...