نوید شاهد | فرهنگ ایثار و شهادت

سرباز عاشق و فداکار بی‌ادعا

سرباز عاشق و فداکار بی‌ادعا

حیدر جان‌محمدی پدر شهید «محمدشریف جان محمدی» نقل می‌کند: «محمد اهل نماز و روزه بود. همیشه نمازهایش را اول وقت می‌خواند. همیشه می‌گفت: برای دفاع از خاک کشور باید جان را فدا کرد.» در ادامه مصاحبه تصویری با پدر این شهید گرانقدر را در نوید شاهد می‌بینید.
برادرهایم در جبهه کشته می‌شوند، من نمی‌توانم بمانم

برادرهایم در جبهه کشته می‌شوند، من نمی‌توانم بمانم

مادر شهید «حسن غلامی» می‌گوید: پسرم می‌گفت؛ مادر اگه غذا را خوب خوردید و گفتید الحمدالله سیر شدیم اینجور نیست، باید حتما به فکر کسی که ندارد باشید و به او کمک کنید. می‌گفت؛ باید بروم. گفتم نرو، گفت نمیتوانم بمانم، برادرهایم در جبهه دارند کشته می‌شوند من چطور در خانه بمانم؟!
اسارتی که با کتک خوردن آغاز شد

اسارتی که با کتک خوردن آغاز شد

«آسمان، آبی‌تر» مجموعه کلیپ‌های مصاحبه با والدین شهدا، آزادگان و جانبازان دفاع مقدس استان یزد است. این برنامه در استودیو بنیاد شهید و امور ایثارگران با همکاری صدا و سیمای مرکز استان ضبط و پس از تدوین از شبکه استانی یزد پخش می‌شود. این قسمت از «آسمان، آبی‌تر» با آزاده و جانباز سرافراز «محمدحسن شرف الدینی» به مصاحبه پرداخته است. نوید شاهد شما را به دیدن این مصاحبه دعوت می‌کند.
محمد پیش از رفتن، زمان شهادتش را گفت

محمد پیش از رفتن، زمان شهادتش را گفت

منور دادوند مادر شهید «محمد اورکی‌چهارلنگ» می‌گوید: «یادم می‌آید یکی از همسایه‌هایمان به دیدن ما آمده بود، آن زمان محمد هم به مرخصی آمده بود تا چشمش به محمد خورد، گفت: ای بابا محمد تو هم که شهید نمی‌شوی؟ محمد در جواب گفت: این‌بار که به جبهه بروی شهید می‌شوی، بعد از چهل روز هم من شهید می‌شوم.» در ادامه مصاحبه تصویری با مادر این شهید گرانقدر را در نوید شاهد می‌بینید.
روایتی از شهادت «محرم»

روایتی از شهادت «محرم»

صدیقه وطن خواه‌حقیقی مادر شهید «محرم باقرزاده قلعه‌جوقی» روایت می‌کند: «شبی که پسرم شهید شد، پدر و مادرم را در خواب دیدم که جلوی منزل ما آمده بودند و گریه می‌کردند، تعجب کردم و دلیل آن را پرسیدم، گفت: اگر بدانی چه اتفاقی افتاده است، تو هم گریه می‌کنی... وقتی برایم تعریف کردند، به پهنای صورت گریه کردم و خدا را شکر کردم.» در ادامه مصاحبه تصویری با پدر و مادر این شهید گرانقدر را در نوید شاهد می‌بینید.
به خدا توکل کنید

به خدا توکل کنید

خاصل طلا رودبار مادر شهید «ماجد ابدالی رضایی» می‌گوید: «از همان دوران کودکی پسر خیلی خوبی بود، چه در زمانی که در خانه بود و چه در زمانی که به مدرسه می‌رفت. همیشه معلم‌ها از او راضی بودند. در نامه‌هایش همیشه می‌نوشت: نگران من نباشید، و به خدا توکل کنید.» در ادامه مصاحبه تصویری با مادر این شهید گرانقدر را در نوید شاهد می‌بینید.